مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠
مى گويند: جُزِىَ جزاء سنمّار.
واين حكايت رانظامى به بيانى لطيف وسخنى نغر به نظم آورده است، واجمال آن مفصّل اين است:
چون سنمّار سوى نعمان رفت *** رغبت كار شد يكى در هفت
آنچه مقصود بود از أو درخواست *** وانگهى كرد كار أو راراست
تاهم آخر به دست زرين چنگ *** كرد سيمين بنايى از گچ وسنگ [١]
٦. درمقام پند ونصيحت ونكوهش افراد ضرب المثل ها اثر معجز آسا دارد زيرا بدون اين كه طرف را به عواقب كار خود متوجه سازد، نتيجه كار ديگرى را كه با اين مورد همسو بوده، مطرح مى كند وآن را در نظرش مجسّم مى سازد واز اين طريق احساسات طرف را عليه خود تحريك نمى كند وبه گفته شاعر:
خوشتر آن باشد كه وصف دلبران *** گفته آيد در حديث ديگران
٧. سرانجام «مَثَلهاى» هر قومى نمايانگر پايه فرهنگ وسطح تفكر وتعقل آنها است، ومَثَل ها به خاطر عمومى بودن در ايفاى اين نقش، بر اشعار وادبيات برترى دارد زيرا آثار ادبى توسط افراد محدودى پديد مى آيد، در حالى كه مَثَل ها برخاسته از فرهنگ عمومى واستعداد توده ها است.
تو گويى قرآن به خاطر اين نوع آثار سازنده «مَثَل»ها مى گويد:
(وَ تِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ). [٢]
اينها يك رشته فوايد متنى ياجانبى مَثَل ها است كه در اينجا يادآور شديم،
[١] براى آگاهى از بقيه اشعار به بهرام نامه نظامى (هفت اورنگ) مراجعه شود.
[٢] حشر/٢١.