مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣
فك پايين را به حركت در مى آورد واز اين استقرا قانونى را در مورد حيوان انتزاع مى كند.
خلاصه تجربه از آن «متماثل ها» واستقراء از آن «متساويها» است.
پاسخ به يك پرسش
بحث پيشين ثابت كرد كه «مِثْل» و«مَثَل» به يك معنى مى باشند، در صورتى كه قرآن هو نوع «مِثْلى» را براى خدا نفى كرده ولى براى أو «مثل» يا مثلهايى راثابت مى نمايد.
در باره نفى «مثل» مى فرمايد:
(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءْ).[١]
«براى أو همتايى نيست».
ودرباره اثبات «مثل» مى فرمايد:
(لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ للهِ الْمَثَلُ الأَعْلَى وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ). [٢]
«براى آنان كه به سراى آخرت ايمان ندارند صفات زشت است وبراى خدا صفات عالى وأو عزيز وحكيم است».
پاسخ: آنجا كه قرآن از خدا «نفى مِثْل» مى كند مقصود واجب الوجود ديگرى است كه از نظر «خصوصيت» كه لازمه تعدد است متفاوت ولى از نظرهاى ديگر يكسان باشند وچنين همانندى بارى خدا به حكم ادلة توحيد
[١] شورى/١١.
[٢] نحل/٦٠.