مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٩
آرامش حاكم بر اعضاى إنسان به نوعى كه حاكى از شعور به عظمت طرف مقابل باشد.
متصدعاً: از واژه «تصدع» گرفته شده به معنى تفرق و پراكندگى است.
تفسير آيه
مفسران در تفسير آيه به دو گونه سخن گفته اند و آن اين كه:
١. هرگاه اين قرآن را بر كوه نازل مى كرديم و كوه نيز از مفاهيم و معنى آن آگاه بود با آن صلابت و سختى كه دارد در برابر فرستنده آن، به خضوع و خشوع مى پرداخت و از ترس خدا پراكنده مى گشت.
هرگاه كوه دارايچنين شأنى است إنسان نيز بايد چنين باشد مشروط بر اين كه از مفاهيم و معانى آن آگاه گردد.
٢. كوه بسان تمام موجودات از يك نوع آگاهى مخصوص به مرتبه وجودى خود برخوردار است. وعلم و آگاهى با وجود و هستى ملازم و همراه مى باشد، بنابراين اگر قرآن بر كوه نازل مى شد، قطعاً در برابر فرستنده آن خاضع و خاشع مى شد و از ترس خدا منفجر مى گشت.
تفاوت اين دو تفسير در اين است كه در تفسير نخست كوه، موجود ناآگاه معرفى شده و خضوع آن مشروط به داشتن آگاهى گشته است ولى در تفسير دوم كوه موجود آگاه انديشيده شده البته آگاهى متناسب مرتبه وجود خود.
گواه بر اين كه دانش و آگاهى با وجود و هستى ملازم است و هر موجودى به تناسب سهم خود سهمى از آطاهى دارد، آيه ياد شده در زير است: