مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤
١. سخن حكيمانه كه به مناسبتى در موردى گفته مى شود، وبه تدريج در فرهنگ مردم وارد مى شود و سينه به سينه از نسل منتقل مى گردد تا رنگ مثل به خود مى گيرد.
٢. مثل به معنى تمثيل است كه اساس آن را تشبيه واستعاره، وكنايه و مجاز تشكيل مى دهد، وچنين تمثيلى ارتباطى به «مَثَل» به معنى نخست ندارد، باتوجه به دو نوع تفسير از مثل بايد دانست كه قرآن مثل دارد امّا نه به معنى نخست بلكه به معنى دوم يعنى جمله هايى كه در آن تشبيه واستعاره وامثال آنها بكار رفته باشد. ودر چنين تمثيل، مرور زمان لازم نيست، واز روز نخست نام مثل به معنى تمثيل را دارد هر چند فاقد نام مَثَل اصطلاحى است.
خطيب قزوينى در تلخيص مفتاح العلوم سكاكى مى گويد:
«تمثيل از مقوله (مجاز مركب) است، وآن همان لفظ مركبى است كه در موردى بكار مى رود كه به معنى اصلى آن لفظ تشبيه شده، وصورت تشبيه را تمثيل مى نامند، وهدف مبالغه در تشبيه است». آنگاه مثال مى زند و مى گويد: يزيد بن وليد بن مروان بن محمدـ آنگاه كه در بيعت با أو تعلل مىورزيدـ چنين نامه نوشت:
«أما بعد، فإنّي أراك تقدم رجلا وتؤخر أخرى فإذا أتاك كتابي هذا فاعتمد على أيهما شئت، والسّلام».
«تو را مى بينم گاهى پائى به جلو وگاهى پائى به عقب مى نهى، آنگاه كه نامه من به تو رسيد يكى از دو امر «بلى يانه» را انتخاب كن».
خطيب مى گويد: اين تمثيل در تبيين حال طرف از نظر تردد ودودلى از