مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧
شاعر در اين مورد مرگ را به درنده تشبيه تشبيه كرده ولى از دومى نامى نبرده، وفقط مشبه (منيّه) راذكر كرده است، ومقصود از آن درنده است به گواه اين كه از چنگال أو (اظفار) نامى به ميان آورده است.
٤. كنايه
كنايه اين است كه جمله در معنى موضوع له بكار رود ولى هدف توجه مخاطب به لازم آن است، مثلا بگويد «زيد طويل النجاد» معنى آن اين است كه زيد بند شمشيرش بلند است كنايه از اين كه أو بلند قامت است.
٥.مجاز
مجاز از نظر مشهور ادبا اين است كه لفظ به خاطر يكى از علائق، در غير موضوع له بكار رود، هرگاه مصحح اين استعمال وجود مشابهت بين موضوع له وغير موضوع له باشد، آن مجاز را استعارى مى گويند، مانند: رأيت أسداً في الحمام.
واگر علاقه ومصحح استعمال غير از مشابهت باشد به آن مجاز مرسل مى گويند، دمثل اين كه گفته مى شود: «رعت الماشية الغيث»: «گوسفندان باران راچريدند».
مسلماً مقصود از «غيث» گياه است كه به وسيله باران روييده مى شود، و در حقيقت سبب (غيث) گفته شده و از آن مسبب اراده گشته است.
تا اينجا بااصطلاحات پنج گانه كه در حقيقت ستون فقرات تشبيهات قرآنى است آشنا شديم، وسرانجام نتيجه گرفتيم كه مثل هاى قرآنى از مقوله مثل هاى اصطلاحى نيست بلكه از قبيل تمثيل است هرچند ممكن است