مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٦
كتابهاى پيشينيان را خوانده بوده و مى دانست كه خدا پيامبرى را مى فرستد و اميد آن داشت كه او همان رسول نويد داده باشد. آنگاه كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)به امر الهى برانگيخته شد، او به رسالت پيامبر كفر ورزيد.
در هر حال، آيات قرآنى با مرور زمان كهنه و فرسوده نمى شود و در هر زمان مصداقى دارد، و اگر شأننزول خاصى داشته باشد هرگز مقيد بهآن فرد نيست.
امام باقر (عليه السلام)بسيار سخن نيكويى در اين مورد دارد، و مى فرمايد:
«الأصل فى ذلك بلعم، ثم ضربه الله مثلاً لكل مؤثر هواه على هدى الله من أهل القبلة.[١]
«اصل اين آيه درباره بلعم است سپس خدا آن را به عنوان يك مثل درباره همه كسانى كه هواپرستى را بر خداپرستى و هدايت الهى در اين است، مقدم بشمارد، بيان كرده است».
هماهنگى گفتار و رفتار
درست است هر كس كه دانشى را بياموزد، او دانشمند مى نامند، ولى از نظر امام صادق (عليه السلام)دانشمند كسى است كه رفتارش، گفتار او را تصديق كند، در غير اين صورت يك چنين دانش، وبالى بر گردن است چنان كه مى فرمايد:
«العالم من صدق فعله قوله، ومن لم يصدق فعله قوله فليس بعالم».
«دانشمند كسى است كه رفتار او گفتار او را تأييد كند، آن كس كردارش، گفتار او را تأييد نكند او عالم نيست».
[١] مجمع البيان: ٤ / ٥٠٠ .