مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٣
مپرست، چنانكه مى فرمايد:
(وَ لاَ تَدْعُ مِنْ دُونِ اللهِ مَا لاَ يَنْفَعُكَ وَ لاَ يَضُرُّكَ...)[١].
«غير از خدا كسانى را كه نه سودى مى بخشند و نه زيان، عبادت مكن».
در آيه سوم، يادآور مى شود كه معبودان دروغين شما نداى شما را نمى شنوند چنانكه مى فرمايد:
(إِنْ تَدْعُوهُمْ لاَ يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ...) [٢].
«اگر آنها را بخوانيد نداى شما را نمى شنوند».
اين نكوهشها عقيده مشركان عصر رسالت را آشكار مى سازد. اكنون قرآن در مقام تحقير معبودهاى آنان، مثل بسيار آموزنده اى مى زند و معبودان آ،ها را آنچنان تحقير مى كند كه هيچ فرد عاقلى پس از شنيدن اين مثل، تن به عبادت آنها نمى دهد، مشروط بر اين كه در اين مثل دقت كند و خود را از عصبيت و پيروى از روش نياكان، پيراسته سازد.
مى فرمايد: خدايان شما آنچنان ضعيف اند كه نمى توانند موجود پست وآلوده اى مانند مگس را بيافرينند تا چه رسد إنسان و جهان را. پست تر از آن اين كه: اگر مگس چيزى از آنان بربايد، نمى توانند آن را از او پس بگيرند. آيا با اين وضع آنان شايسته پرستش هستند؟
تاريخ مى گويد: عرب هاى عصر رسالت، بتها را با زعفران رنگ آميزى مى كردند، و بر سرهاى آنها عسل مى نهادند و درها را به روى آنها مى بستند، ولى ناگهان مگسى از سوراخى وارد مى شد، عسل را مى خورد و زعفران را پاك
[١] يونس: ١٠٦.
[٢] فاطر: ١٤.