مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٨
«نفور» به معنى دورى از حق است .
«مكب» از كب گرفه شده است و آن در موردى بكار مى رود كه موجود بر روى خود به زمينمى افتد، چنان كه قرآن مى فرمايد: (فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ )[١] بر روى خود به آتش مى افتند. ولى در حالى كه اين واژه در سرنگونى و نگونسارى نيز بكار مى رود ولى مقصود در اينجا به رو افتادن نيست بلكه سر به زير راه رفت است به گواه اين كه در مقابل آن مى گويد: (أَمْ مَنْ يَمْشِي سَوِيًّا)آنان كه به صورت راست قامتان راه مى روند در حقيقت حفظ معادله ميان دو گروه ما را به مقصود از «مكباً» هدايت مى كند.
١. كسانى كه سر به زير افكنده جلو پاى خود را نمى بينند.
٢. كسانى به صورت راست قامت راه رفته و پيشاپيش خود را آشكار مى نگرند.
جمله دوم حاكى از ن است كه مقصود از جمله (مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ)اين است سر به زير افكند كه حتى يك قدمى خود را مشاهده نكند .
مسلماً راه رفتن اين دو نفر آن هم در سرزمين كه از پستى و بلندى برخوردار است دو سرنوشت خواهد داشت، فرد نخست كه يك ودو قدمى پاى خود را نمى بيند بر اثر ناصافى راه تعدال خود را از دست داده چه بسا به زمين سرنگون مى شود، و هرگز به مقصد نرسد.
و اما فردى كه به صورت راستقامت با ديدگان تيز بين خود، راه مى پيمايد در هر نقطه اى شرايط لازم در راه رفتن را در نظر مى گيرد، و با تحمل
[١] نمل: ٩٠ .