مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢
ايراد كرده است وپيامبر وديگر پيامبران وحكيمان مَثَل هاى بى شمار آورده اند. [١]
در اين جا گفتار ما درباره فوايد سازنده «مَثَل» به پايان رسيد چيزى كه بايد پيرامون آن سخن گفت، تفاوت مَثَل هاى رايج در ميان مردم است كه در فصل اينده پيرامون آن سخن خواهيم گفت.
سيماى «مثل»هاى قرآن
باواقعيت «مثل» در محاورات مردمى كاملا آشنا شديم وحد ومرز آن روشن گرديد، اكنون وقت آن رسيده است كه به تحليل كلى مثل هاى قرآنى بپردازيم تا روشن شود كه آيا «مثل»هاى قرآنى از مقوله همان مثل هاى مردمى است كه در محاوره ها بر آن تكيه مى شود يا واقعيت ديگرى دارد هر چند همگى تحت پوشش «مثل» قرار مى گيرد.
آيات قرآنى حاكى از آن است كه در اين كتاب آسمانى «مثل»هاى فرو فرستاده شده تا مايه عبرت و وسيله تحريك انديشه ها گردد كه به عنوان نمونه يكى را مى آوريم:
(لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَل لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ
[١] كشاف: ١/٧٢، شگفت اين جا است كه زمخشرى اين سخن را از حمزه اصفهانى (متوفاى ٣٥١)، گرفته بدون آن كه از آن نام ببرد. به كتاب «الدرة الفاخرة»: ١/٥٩ـ٦٠ مراجعه بفرماييد.