مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٢
٦. برخى اين تمثيل را تركيبى دانسته و براى نفس كه شايسته ادراك معارف و حقايق است، مراحلى قائل شده اند:
الف: عقل هيولانى، آن نفسى كه از هر نوع معرفت و شناخت خالى بوده و در حقيقت قابليت محض است، اين همانند مشكات است كه استعداد قرار گرفتن چراغ در آن است.
ب: در مرحله دوم إنسان به يك رشته علوم بديهى دست مى يابد كه مى تواند در پرتو آنها و از طريق تركيب برخى با برخى علوم نظرى را كسب كند. هرگاه انتقال فرد از اين علوم ضرورى وبديهى به علوم نظرى ضعيف و ناتوان باشد آن شجره است و اگر قوى و توانا باشد، اين همان روغن زيتون است واگر در اخذ اين معارف از شدت بيشترى برخوردار باشد، اين همان زجاجه است كه به صورت ستاره درخشان نمايان مى شود اگر در مرتبه بسيار بالايى قرار گيرد آن نفس قدسيه است كه آيه درباره آن مى گويد: (... يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِىءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ...).
ج: در ملحه سوم كه إنسان علوم نظرى را از علوم ضرورى اكتساب مى كند هرگاه اين علوم نظرى در نفس حضور فعلى نداشته باشد ولى هرگاه به آن مراجعه كند، به دست مى آورد، به آن عقل بالفعل مى گويند كه به منزله چراغ است.
د: در مرحله چهارم، هرگاه اين معارف بالفعل و بدون نياز به مراجعه حضور داشته باشند به آن عقل مستفاد مى گويند كه اين همان نور على نور است.
اين علوم كه براى إنسان رخ مى دهد، در سايه اتصال إنسان به يك گوهر