مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٤
حقيقت به شكل ديگر است.
الف: إنسان انفاقگر بسان كشاورز است كه دانه مى كارد.
ب: انفاق اين إنسان بسان دانه است كه كشاورز آن را در دل زمين پنهان مى سازد.
ج: همانطورى كه دانه به هفتصد دانه تبديل مى شود، انفاق إنسان نيز دهها برابر مى گردد.
ولى ممكن است سؤال شود اگر واقعيت تمثيل همين است كه در سه بخش آمده پس چرا قرآن خود شخص انفاقگر را به دانه تشبيه مى كند در حالى كه شخص بايد به زارع، وانفاق به دانه تشبيه شود.
پاسخ اين سؤال اين است كه عمل هر انسانى پرتوى از وجود او است مثلا ايمان مؤمن وكفر كافر نمونه روحيات اوست وعمل هرچه توسعه پيدا كند تو گويى ذات إنسان گسترش يافته است.
بنابراين هر دو تشبيه صحيح مى باشد، خواه منفق را به دانه تشبيه كنيم، ياعمل اورا، تو گويى ذات وعمل، دو رو از يك سكه مى باشد كه گاهى به آن ذات گفته مى شود واحياناً عمل.
ممكن است در اين مورد وجه ديگرى نيز باشد وآن اين كه افراد نيكوكار بر اثر فزونى اعمال نيك، مجسمه انفاق مى باشند كه واقعيت جز نيكى واحسان ندارند ولذا تشبيه شخص به دانه بسان تشبيه انفاق به دانه است.
واقعيت است نه تخيل
قرآن در اين آيه از تبديل يك دانه به هفتصد دانه خبر مى دهد واين يك دانه واقعيت است كه كشاورزان كاركشته از صحت آن خبر مى دهند زيرا: