مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٣
برگهاى زرد درمى آيد كه مايه وحشت بيننده مى گردد.
اين، حال مشبه به است وامّا مشبّه، اين دنياى فانى است كه هر فردى به نوعى براى خود، آمال وآرزوهايى در سر مى پروراند، وبر جوانى خود اعتماد نموده ومال وفرزند را مايه قدرت ونيرو مى داند، ولى چيزى نمى گذرد كه جوانى به پيرى تبديل شده وقواى بدن كاهش يافته وإنسان در آستانه مرگ قرار مى گيرد واولاد وفرزندنان، هر يك به نقطه اى رفته، تو گويى آن اجتماع وآن زندگى پر طراوت وجود نداشت.
مؤيد الدين اصفهانى معروف به طغرايى در لاميّه خود كه به نام «لامية العجم» معروف است، وضع دنيا را چنين توصيف مى كند:
ترجو البقاء لدار لاثباتَ لَها *** فهل سمعتَ بظل غيرَ منتقل
«آيا براى خانه اى كه جاودانى نيست، آرزوى پايدارى دارى؟ آيا هيچ شنيده اى كه سايه اى جابجا نشود؟».
روى اين بيان، تمثيل وارد در آيه، تمثيل مركّب است، يعنى مجموع مشبه، به مجموع مشبه به تشبيه مى شود، نه اينكه هر جزئى از اجزاى مشبه به جزئى از اجزاى مشبه به تشبيه شود.
اما مرحوم طبرسى يا ارتكاب تكلفى، آيه را از قبيل تشبيه مفرد به مفرد گرفته ودر اين مورد بيان خاصى دارد كه علاقه مندان مراجعه كنند. [١]
ضمناً يادآور مى شويم كه اين تمثيل به گونه اى ديگر، در سوره كهف آيه ٤٥ وسوره حديد آيه ٢٠ وارد شده كه در جاى خود خواهند آمد.
آيه با اين تمثيل، ما را از دنيا پرستى ودنيا خواهى بى حد
[١] مجمع البيان: ٣/١٠٢.