مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٦
مى كند بلكه در آيات ديگر وارد شده است چنان كه مى فرمايد:
(فَإِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى )[١] .
«تو نمى توانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى».
ونيز مى فرمايد:
(وَ مَا يَسْتَوِي الأَحْيَاءُ وَ لاَ الأَمْوَاتُ)[٢] .
«زندگان و مردگأن يكسان نيستند».
در اين آيه ها حى و ميت كنايه از مؤمن و كافر مى باشد و در آيات ديگر نيز نور به عنوان كنايه از ايمان به كار رفته است زيرا همان طور كه نور راه را براى إنسان روشن مى سازد، ايمان نيز روشنگر راه مؤمن است چنان كه مى فرمايد:
(مَا كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتَابُ وَ لاَ ال-إِيمَانُ وَ لَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِى بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِى إِلَى صِرَاط مُسْتَقِيم )[٣].
تو بيش از اين نمى دانستى كتاب و ايمان چيست ولى ما آن را نورى قرار داديم كه به وسيله آن هر كس از بندگان قوم خويش را بخواهيم هدايت مى كنيم و تو مسلماً به سوى راه راست هدايت مى نماييد».
درست است شأن نزول آيه اين دو نفر و احياناً ابو جهل و عمار معرفي شده اند ولى شأن نزول مايه اختصاص آيه به آن دو مورد نيست، اصولاً يك حكم كلى است.
[١] روم: ٥٢.
[٢] فاطر: ٢٢.
[٣] شورى: ٥٢.