مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٣
كرده بود، در اين صورت فعل او فعل خدا نيز شمرده مى شود.
٢. آنان در رد پيام رسولان، بشر بودن آنها را به رخ آنان كشيده و گفتند شماها مانند ما بشر هستيد چنانكه مى فرمايد: (ما انتم الا بشر مثلنا).
در اين جمله دو احتمال است :
الف: مقصود آنان از اين اعتراض اين بود: اصولاً نبى و پيام آور از جانب خدا، نبايد بشر باشد بلكه بايد ملك و فرشته به اين مأموريت گماشته گردد.
ب: شما بشرى مانند ما هستيد و هيچ مزيتى بر ما نداريد و شايد اين احتمال به ظاهر آيه نزديك تر است، زيرا اگر مقصود اولى بود، لازم بود بگويند «ما أنتم الا بشر» ديگر لزومى نداشت لفظى مانند «مثلنا» را به دنبال آن بياورند.
٣. تهديد رسولان به رجم و سنگسار، نشانه آن است كه منطق افراد لجوج، در برابر مصلحان همان تهديد و ارعاب و احياناً انجام آن است.
٤. تطير به رسولان، و شوم شمردن دنها گواه بر اين است كه يكى از سلاح اهل عناد، همين است و بس.
٥. قريه در اصطلاح متأخرين، در مورد ده به كار مى رود ولى در اصطلاح قرآن، در مورد آبادى بزرگ مانند مصر نيز به كار رفته است چنان كه برادران يوسف گفتند: (واسئل ا لقرية التى كنا فيها...) [١]: از شهرى كه ما در آنجا بوديم (مصر) بپرس. و از اين كه، فرد چهارم، از نقطه دور شهرن سراغ رسولان آمد، گواه بر اين است كه انطاكيه آن روز، شهر بزرگى بوده است.
٦. از اين كه از اين فرد چهارم به لفظ «رجل» تعبير مى كند، حاكى از آن
[١] يوسف: ٨٢.