مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨
ابو عبيد قاسم بن سلام مؤلف كتاب «الأموال» متوفاي ٢٢٤ در باره امثال عرب مى گويد مَثَل رشته وشعبه اي از فلسفه وحكمت عرب در زمان جاهليت وپس از اسلام است كه در گفتگوها از آن كمك مى گيرند وگوينده مقصود خود را به وسيله آن روشن مى سازد، وبه جاى تصريح به مقصود، از كنايه وتشبيه استفاده مى كند، واختصار لفظ واستوارى معنى، وزيبايى تشبيه لطافت آن، از ويژگى هاى آن است.
درباره اين سه مثل كه يكى عربى وديگرى، فارسى وسومى شعر منظوم است كمى دقت كنيد كه همگى از ويژگى هاى چهارگانه برخوردار بوده، هر چند از نظر لفظ مختلفند ولى از نظر معنى، يك هدف راتعقيب مى كنند.
١. ماتَزْرَعْ تَحْصَد.
٢. هر چه بكارى همان بدروى.
٣. نشنيدستى تو اين مثل پندارى *** باخشت به آسياى شوى خاك آرى
در اين سه جمله اين حقيقت كه سرنوشت هر كس در گرو كردار پيشين خودش است به نحو مبرهن وروشن بيان شده كه هر مجادله گر را قانع وخاموش مى سازد.
تمثيل است نه مثل
در بحث هاى آينده، روشن خواهيم ساخت كه مثل هاى قرآن همگى تمثيل وتشبيه اند، و حد مثل اصطلاحى بر آنها صدق نمى كند، ولى در عين حال نتيجه اى كه از شنيدن «مثل» عايد مخاطب مى گردد و از شنيدن تمثيل نيز به دست مى آيد.
پيش از آن كه به تبيين مثل هاى آموزنده قرآن بپردازيم يك رشته بحث مقدماتى درباره «مثل» انجام مى دهيم كه مطالعه پيشين آنها، روشنى بخش مثل هاى قرآنى است.
نگارنده اين دسته گل را كه تار وپود آن را از آيات قرآنى برگرفته است، به قرآن پژوهان كشور تقديم مى نمايد اميد آن دارد كه در روز رستاخيز، مشمول شفاعت قرآن گردد، ودر شمار عاملان به آن قرار گيرد.
قم ـ ٢٦ ماه صفر المظفر ١٤٢٤
برابر ٩/٢/١٣٨٢