مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٣
(أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاَئِكَةِ إِنَاثًا).[١]
«آيا شما را با دادن پسر، امتياز داده، وخود از ملائكه فرزند دختر را برگزيده است؟».
٣. سومين ويژگى آنان اين بود كه اصولا وجود دختر را مايه ننگ وعار مى دانستند وهرگاه همسر آنان پسر مى زاييد، ياهمسر واطرافيانش باچهره باز، روبرو مى شدند وهرگاه به آنان مژده دختر داده مى شد، رنگشان سياه شده ودر جهانى از خشم فرو مى رفتند، چنانكه مى فرمايد:
(يَتَوَاري مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ).
«به خاطر خبر بدى كه به او داده شده بود، از قبيله خود پنهان مى گشت».
پس از اين، قرآن به مشكلى ديگر مشركان اشاره مى كند، وآن اين كه پدر از نگهدارى دختر رنج مى برد وخود را ميان دو محذور مى پنداشت.
الف: اين ننگ را بپذيريد، چنانكه مى فرمايد: (أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُون).
ب: اين دختر را زنده به گور كند (أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ).
قرآن هر دو انديشه را محكوم مى كند، زيرا وجود دختر يك نعمت الهى است كه به خانواده داده شده واگر زايمان منحصر به پسر گردد، نسل بشر منقرض مى شود. گذشته از اين، دختر نيز مانند پسر، إنسان كاملى است. او هم فكر وانديشه، مهر وعاطفه وديگر سجاياى انسانى دارد ومى تواند براى شوهر، مايه آرامش خاطر باشد. قرآن در محكوميت هر دو نظر مى فرمايد: (أَلاَ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ).
مسأله زنده به گور كردن دختران، سابقه ديرينه اى دارد كه فعلا مجال
[١] اسراء/٤٠.