مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
پديد آرنده آن دو مى باشد و در نتيجه ذات تحت تأثير عوامل برون از خود قرار مى گيرد.
پاسخ در اين موارد، يك كلمه بيش نيست و آن اين كه: نتيجه را بايد گرفت و مقدمه را بايد رها ساخت.[١]
توضيح اينكه: حقايق و معارف فراتر از جهان ماده (واقعيت اسماء و صفات خدا) وقتى در قالب الفاظى ـ كه بشر براى رفع نيازهاى روزمره خود، آنها را وضع كرده است ـ درآمد براى خود چنين حالتى پيدا مى كند واين قصور و كوتاهى لسان بشرى است كه آن را ياراى بيان حقايق جهان بالا نيست و ا؟ر براى بشر امكان آشنايى با زبان متناسب با معارف الهى بود، به كارگيرى اين الفاظ نيازى نبود.
و از طرفي چون سنت الهى بر اين تعلق گرفته كه با زبان مردم سخن بگويد وتمام پيامبران نيز با زبان قوم خود برانگيخته شده اند [٢] براى تفهيم يك رشته معارف از به كارگيرى اين الفاظ ـ كه معنى ظاهرى آنها، با ذات اقدس الهى مناسبت ندارد ـ چاره اى نيست ولى در عين حال افراد كنجكاو و آشنا به زبان قرآن، مى توانند با ضميمه كردن ديگر آيات، به اهداف اين آيات پى برند و بدانند كه مقصود از وصف الهى با اين اوصاف، اين نيست كه ذات اقدس الهى، كانون اين نوع پديدهاى روانى است، بلكه هدف، گزارش از واكنش هاى متناسب با اين دو پديده است نه واقعيت خود آنها، توضيح اينكه:
به هنگام خشنودى از فردى دو چيز احساس مى شود.
[١] به تعبير متكلمان اسلامى: خذ الغايات واترك المبادى.
[٢] (مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُول إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ)إبراهيم: ٤ .