مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٦
«آيا غير او، خدايانى را براى خود اتخاذ كنم؟ در حالى كه اگر خداى رحمن بخواهد ضررى بر من برساند، شفات آنان، سودى نمى بخشد و مرانجات نمى دهند» .
(إنِّي إِذًا لَفِي ضَلاَل مُبِين).
«اگر غير او خدايى اتخاذ كنم، در گمراهى آشكارى هستم».
(إنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ).
«رو به رسولان كرد و گفت: من به خداى شما ايمان آوردم. به سخنان من گوش دهيد».
(قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ).
«او ا كشتند)، به او گفته شد: به بهشت وارد شود. او پيام داد: اى كاش قوم من از سرنوشت من آگاه مى شدند».
(بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَني مِنَ الْمُكْرَمِينَ).
«اى كاش آگاه مى شدند ـ خدايم مرا بخشيد ـ و مرا گرامى داشت».
(وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْد مِنَ السَّمَاءِ وَ مَا كُنَّا مُنْزِلِينَ).
«ما در انتقام از قوم او پس از كشتن او لشكرى از آسمان نفرستاديم، و هرگز چنين نمى كنيم».
(إِنْ كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً...).
«تنها كارى كه كرديم يك صيحه آسمانى بود كه ناگهان همگى خاموش شدند ـ قالب تهى كردند ـ».
(يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُول إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ)[١].
[١] يس: ١٣ ـ ٣٠ .