مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦
«لا أفعل كذا حتى يشيب الغراب أو يبيّض القار».
«من اين كار را انجام نمى دهم تا لحظه اى كه كلاغ سفيد شود ياقير سفيد گردد».
ولى قرآن در مقام بيان امتناع يك شىء از مثل وارد در آيه بهره گرفته وآن اين كه درهاى رحمت براى كافران گشوده نمى شود: مگر در يك صورت وآن اين كه شتر از سوراخ سوزن وارد شود. يعنى همين طورى كه دومى محال است اولى نيز حكم آن را دارد.
البته در قرآن اين نوع تمثيل هاى بديع وزيبا بدون علائم تشبيه حقايق برتر را در قالب امور حسى مى ريزد، فراوان است وما به همين دو آيه اكتفا مى كنيم، وشايد مقصود زركشى از تقسيم مثل به صريح وكامن همين باشد كه در اينجا يادآور شديم.
تفسير «ضرب المثل»
در محاورات مردم لفظ «ضرب المثل» فراوان ديده مى شود، وقرآن نيز همين لفظ را بامثل در جاهاى متعدد
ذكر كرده است، مثلا مى فرمايد:
(...وَ تِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ). [١]
ونيز مى فرمايد:
(...ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً...). [٢]
ونيز مى فرمايد:
[١] حشر/٢١.
[٢] إبراهيم/٢٤.