مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٩
مِنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا).
«شايد پرورد گارم بهتر از باغ تو به من بدهد و مجازات حساب شده اى از آسمان بر باغ تو فرو فرستد به گونه اى كه آن را به زمين بى گياه و لغزنده اى تبديل كند».
(أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا) .
«و يا آب آن در زير زمين فرو رود تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى».
(وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنْفَقَ فِيهَا وَ هِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا).
«و ميوه هاى آن نابود شد (به خاطر هزينه اى كه صرف آن كرده بود) ; دستهايش را به هم مى ماليد و در حالى كه باغ با داربستهايش فرو ريخته بود، مى گفت: اى كاش كسى را همتاى پروردگارم قرار نداده بودم».
(وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللهِ وَ مَا كَانَ مُنْتَصِرًا).[١]
«گروهى نداشت كه او را برابر ـ عذاب ـ خداوند يارى دهند و از خودش (نيز) نمى توانست يارى گيرد».
تفسير آيات
اين آيه با طرح مثلى طرز تفكر مؤمن و كافر را ترسيم مى كند، يكى به خداى جهان و معاد، معتقد بوده و ديگرى معاد و رستاخيز را منكر بوده است. يكى به فضل الهى اعتماد داشت و ديگرى به دنيا تكيه كرده و براى آن نوعى جاودانگى قائل بود.
قرآن در اين مثل، منطق بعضى از كافران را كه به اموال خود تكيه
[١] كهف: ٣٢ ـ ٤٣ .