مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٢
( وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْد مِنَ السَّمَاءِ وَ مَا كُنَّا مُنْزِلِينَ «سورة يس-٢٨» *إِنْ كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ).
«ما بر اين قوم ستمگر پس از قتل آن فرد، لشكرى از آسمان نفرستاديم، وهرگز چنين نمى كنيم، جز يك صداى مهيب كه شايد نتيجه انفجار نقطه اى در انطاكيه بوده، به حيات آنان خاموشى بخشيديم».
در پايان، وحى الهى تأسف خود را بر اين انسانهاى سنگدل ولجوج اظهار مى كند ومى گويد:
( يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُول إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ).
«افسوس بر اين مردم هر پيامبرى كه به سوى آنان مى آيد، او را مسخره مى كنند».
تا اينجا ما به بيان مشبه به پرداختيم وامّا مشبّه، كليه اقوامى است كه به تكذيب حق ووحى الهى ورسولان مى پردازند، آنان بايد بدانند كه چنين سرنوشتى در انتظار آنهاست، ممكن است آنها را نه از طريق صيحه، ويا عوامل ديگر، نابود كند.
نكاتى در آيات
١. دو رسول نخست، وهمچنين پيام رسان سوم، در حالى كه از جانب خدا اعزام نشده بودند، بلكه از جانب حضرت مسيح به مأموريت رفته بودندـ مع الوصف ـ قرآن آنها را رسولان خدا مى داند ومى فرمايد: (إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ). نكته آن اين است كه حضرت مسيح به امر الهى آنان را اعزام