مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٩
«مشبه» در اين آيه بلعم بن باعورا است كه از دانش خود در راه سعادت بهره نگرفت. مشبه به، سگ است كه پيوسته دهان باز كرده و زبان بيرون مى آورد.
وجه شبه اين است: همان طورى كه آن كار سگ، نتيجه خلقت و فطرت اوست، وبالذات اين كار را انجام مى دهد، خواه تشنه باشد و خواه سيراب، همچنين است افرادى كه با بودن چراغهاى هدايت، راه ظلمانى را پيش مى گيرند، به نوعى به خواسته درونى خود عمل مى كنند. مسلماً اين فطرت، فطرت ثانوى است كه در طول سال ها، از طريق كارهاى زشت به دست آورده، والا فطرت نخستين إنسان فطرت پاك و پاكيزه است. پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود:
«كل مولود يولد على الفطرة، ثم إن أبواه يهودانه و بنصرانه ويمجسانه».[١]
سرانجام از اين آيه، استفاده مى شود كه هر نوع قضاوت درباره فرد بايد به طور موقت باشد و قضاوت قطعى در گرو اين است كه انسانن زندگى را به پايان برساند، و در حالى كه در صراط مستقيم بوده، جان به جان آفرين بسپارد، چه بسا كسانى در آغاز زندگى و يا نيمه هاى آن، لباس تقوا بر تن كرده و در صراط مستقيم قرار داشته اند، ولى در پايان زندگى از صراط مستقيم لغزيده و پيرو كژراهه شده اند .
ازاين بيان مى توان درباره ياران پيامبر چنين گفت: در اين كه آنها، نور هدايت را ديده، و شرفياب محضر رسول خدا شده اند، شك و ترديدى نيست،
[١] التاج الجامع للاصول: ٤ / ١٨٠ ; تفسير البرهان: ٣ / ٢٦١، حديث ٥ .