مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٧
مثل سى و هفتم
شبى تاريك در دل درياى مواج
(أَوْ كَظُلُمَات فِي بَحْر لُجِّىّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُور)[١].
«ـ اعمال كافران ـ بسان تاريكى در يك درياى پهانور و عميق است كه موجى آن را پوشانده كه بر فراز آن موجى ديگر و بر بالاى آن ابرى است. تاريكيهايى هستند كه برخى بر بالاى ديگرى هستند، تاريكى دريا، تاريكى موج، تاريكى ابر، و تاريكى، آن قدر شديد است كه اگر إنسان دست خود را بيرون آورد نزديك است كه آن را نبيند. آن كس كه خدا براى او نورى قرار نداده، براى او نورى نيست».
لغات آيه
«لجى» منسوب به «لج» است كه درياى پهناور عيق را مى گويند ولى مقسود از آن در اينجا درياى عميق و پر موج است.
«سحاب» آن ابر سياه پر آب را مى گويند كه آماده بارندگى است، در
[١] نور: ٤٠ .