مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٦
امتحان از آن كسى است كه از وضع طرف آگاه نباشد در حالى كه خدا كه از برون و درون افراد آگاه است پس چه نيازى دارد كه افراد را در بوته سختى ها و مصايب قرار دهد و از اين طريق آنها را امتحان نمايد.
پاسخ اين سؤال در گرو، بيان انگيزه هاى امتحان است، امتحان الهى به ظاهر مى تواند براى تحصيل امور ياد شده در زير صورت پذيرد يعنى:
الف: شناسايى طرف و پايه ا عتقاد وتسليم او.
ب: به فعليت رساندن كمالات بالقوه.
ج: شناسايى افراد صالح از ناصالح.
د: اتمام حجت بر عاصيان و كافران.
هدف نخست از آن امتحان كنندگان ناآگاه است كه طرف را نمى شناسد و مى خواهد او را از طريق امتحان بشناسد. و در امتحان هاى الهى نمى توان چنين انگيزه اى تصور كرد، طبعاً سبب امتحان، بايد انگيزه ديگر باشد.
٢. هدف از امتحان الهى ايناست كه كمالات بالقوه افراد، به مرحله فعليت برسد و اگر در بوته امتحان قرار نگيرند اين كمالات به صورت دست نخورده به حالت يك توان در زواياى روح و روان طرف پنهان مى ماند، مثلاً إبراهيم خليل از نظر تفانى و فداكارى در راه خدا در حد بالايى بود و اين كمال را به صورت بالقوه حائز بوده ولى آنگاه كه مأمور شد ك فرزند خود را به امر الهى ذبح كند بالقوه به فعليت كامل رسيد.
٣. هدف از امتحان شناساندن افراد است، امتحان كننده هر چند آنها را به خوبى مى شناسد، ولى هدف شناساندن آنها به جامعه است واين نوع امتحان مربوط به امتحان دسته جمعى است افراد صالح و فاسد، مؤمن و