مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٧
در اصطلاح متكلمان «حبط» اين است كه پاداش كارهاى نيك، به وسيله گناه، از بين برود همچنان كه «تكفير» در اصطلاح آنان اين است كه كيفر گناهان پيشين در پرتوا اعمال نيك بخشيده شود، و در حقيقت «ابطال حسنه» به وسيله گناه، احباط، و «اسقاط سيئه» در پرتو حسنه، «تكفير» است.
در كتابهاى كلامى، معتزله به عنوان حاميان «احباط» و «تكفير» معرفى شده، و اماميه و اشاعره منكران، هر دو [١] در حالى كه حق اين است كه اماميه در هر دو مسأله راه وسط را برگزيده و در موارد خاصى، احباط و تكفير را پذيرفته اند و يكى از موارد احباط، ديه مورد بحث است كه متضمن تبيين حال انفاقى است كه پشت سر آن گناهى مرتكب شود.
توضيح اين كه «تمثيل» يادآور مى شود:
انفاق در صورتى پذيرفت مى شود و در برابر يك درهم موقعى هفتصد درهم پرداخت مى گردد كه پس از انفاق از إنسان انفاق گر عملى سر نزند كه غضب الهى راشعله ور سازد و آن را بسوزاند، حالا اين چه عملى است كه خرمن انفاق را مى سوزاند و به صورت خاكستر درمى آورد، بعداً درباره آن گفتگو مى كنيم.
در اواخر قرن نخست اسلامى، گروه بس خطرناكى تشكيل گرديد كه شعارهاى جوان پسند آنان، موجب گرايش برخى به آنان گرديد، آنان مى گفتند:
«لا تضرُّ مع الإيمان معصية»: «گناه ضرر بر ايمان نمى زند» وهدف اين بود كه ايمان قلبى كافى و مايه نجات است، و گناه گنهكار مانع از نجات آنان
[١] بحوث فى الملل والنحل: ٣ / ٤٠٩ .