مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٦
با توجه به اين مقدمه آن خدايى كه آفرينش را از هيچ آغاز كرد، جهانى و انسانى آفريد، همان خدا (از ديدگاه بشر) بهتر مى تواند بار ديگر انسانهاى مرده را زنده كند.
بنابراين نبايد در امكان و يا وقوع معاد شك و ترديد نمود.
اصولاً خدا صفات برجسته دارد و با آن صفات در آسمانها و زمين معروف است و از آن جمله صفات، «عزت» و «حكمت» و از اسماء او عزيز و حكيم است يعنى قدرتمند و كارهاى آن از اتقان برخوردار است. واين دو صفت گواه بر امكان حيات مجدد است كه در پرتو قدرت و حكمت خدا صورت مى پذيرد.
تا اينجا به تفسير دو آيه پرداختيم و هدف آن روشن گشت.
اكنون به مطلب دوم مى پردازيم و در حقيقت مثل قردنى در اين آيه وارد شده است قرآن مشركان را كه معبودهاى دروغين را شريكان خدا انديشيده و آنها را مى پرستيدند با طرح مثالى نكوهش مى كند و به يك معنى به هدايت آنها مى پردازد و مثلى را به شرح زير مطرح مى كند.
فرض كنيد: مولايى داراى برده و كنيز است هيچ گاه مولى حاضر نمى شود برده و كنيز او در اموال وحقوق شريك او باشد و بسان مولى در دارايى او تصرف كند، نه از چنين شريكى مى ترسد و نه اجازه شركت مى دهد آنها را كمتر ازآن مى داند كه شريك خود پندارد.
در حالى كه اين مولا گاهى با افراد آزاد عقد شركت مى بندد و حاضر است آنها را شريك خود بينديشد و حق تصرفي مانند خود براى آنان قائل شود و براى آنها حساب جداگانه باز مى كند.
علت اين اختلاف اين است كه برده و كنيز از نظر اجتماعى در رتبه