مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣
نخستين كسى كه اين تقسيم را يادآور شده بدر الدين زركشى (متوفاى ٧٩٤) مؤلف «البرهان في علوم القردن» است، وى پس از تقسيم مثل هاى قرآن به اين دو، مثل «كامن» را آن مى داند كه با لفظ مثل همراه نباشد، امّا به جاى مثل به كار رود.[١]
جلال الدين سيوطى (متوفاى ٩١١٩ پس از نقل اين تقسيم از زركشى، به تفسير آن پرداخته مثل صريح را آن مى داند كه در آن لفظ مثل وارد شده باشد، مثل:
(مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا )[٢] .
«حال منافقان بسان كسى است كه آتشى را برافروخته و...».
و مثل «كامن» را آن مى داند كه در پاسخ حسين بن فضيل در جواب سؤال مردى وارد شده است.
س: مردى از حسين بن فضيل پرسيد، تو مثل هاى عرب و عجم را از قرآن استخراج مى كنى، بفرماييد مضمون مثل معروف «خير الأُمور اوسطها» در كدام آيه وارد شده است.
ج: در چند آيه وارد شده است به عنوان نمونه:
(وَ الَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا)[٣].
«يكى ازنشانه هاى بندگان خدا اين است كه وقت انفاق اسراف و يا سخت گيرى نمى كنند، بلكه راه ميانه اى را ميان اين دو، پيش مى گيرند».
[١] البرهان في علوم القرآن: ١ / ٤٨٨ .
[٢] بقره: ١٧ .
[٣] فرقان: ٦٧ .