مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٧
«ذرى» و «ذرو» كه مصدر فعل «تذروه» است به معنى پراكنده شدن ذرات سبك به وسيله باد است.
مثل پيشين (مثل سى و دوم) از پايان پذيرى نعمتهاى دنيا خبر داد كه كافر آ، را جاودانه و مؤمن آن را پايان پذير تلقى مى كند. اين مثل، باز بر همين مطلب تأكيد مى كند.
فرض كنيد زمينى است آماده نموّ و رشد. در آن تخمهاى سالم به موقع ريخته شود، و باران در فصل مناسب بر آن ببارد و آفتاب بر آن بتابدز ناگهان خواهيم ديد گياه، دل خاك را شكافته و به تدريج پرورش پيدا مى كند و به صورت گلستانى درمى آيد كه چشمها را خره مى كند و إنسان تصور مى كند كه اين گلستان از عمر جاودانى برخوردار است. ناگهان فصل سرما فرا مى رسد. بادهاى سرد مىوزد. آنچنان گلها را افسرده كرده و آنها را مى خشكاند و سپس به صورت برگهاى زرد درآمده، در اندك زمانى ريز ريز شده، باد و توفان، ذرات آنها را به اطراف پخش مى كند. إنسان اين نوع حيات موقت را كه پايان آن مرگ و نابودى است به چشم خود مشاهده مى كند، اما از آن عبرت نمى گيرد.
مثل دنيا، كه إنسان پس از دوران كودكى، جوانى را در پيش مى گيرد و كم كم پا به سن مى گذارد و ثروت و اموإلى را گرد مى آورد و براى خود، خانه و كاشانه مى سازد و زندگى مرفه ترتيب مى دهد. به گمان اين كه چنين زندگى پايدار و جاودانه است، ولى در حقيقت، عمر اين زندگى نيز بسان عمر آن گلستان و باغستان كوتاه است، چيزى نمى گذرد كه مرگ به حيات إنسان خاتمه مى دهد، اموال و ثروت ست به دست گشته و خانه و كاشانه رو به