مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١١
٧. فروغ ناپايدار باطل، از فروغ پيوستگى حق است، و باطل در خودنمايى موقت خود مديون حق مى باشد و تا از حيث حق بهره نگيرد، نمى تواند خود را به جايى قالب بزند، كفهاى باطل از موقعيت آب استفاده مى كنند و خود را نشان مى دهند و اگر آبى در كار نبود كف را ياراى خودنمايى نبود، قرآن براى افهام اين نكته جمله (فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا)را آورده است.
٨. باطل همواره از بازار آشفته و محيطهاى هرج و مرج استفاده كرده و خود را نشان مى دهد و در محيطهاى آرام و بى صدا، نمى تواند خودنمايى كند همچنان كه كف موقعى ظاهر مى شود كه سيلاب از سراشيبى تند كوهها با هيجان و شور، به پايين بريزد اما وقتى آب به جلگه و نقاط صاف و هموار رسيد، و شور و هيجان سپرى گرديد، به طور تدريجى به خاموشى مى گرايد.
٩. حركت باطل بر حركت حق استوار است، تا باطل بر دوش حق، سوار نشود، باطل نمى تواند حتّى به صورت موقت حركت كند همچنان كه حركت كف، بر اثر حركت آب انجام مى گيرد.
١٠. باطل محض چون تاريكى و تيرگى خالص است نمى تواند خود را نشان دهد بلكه بايد خود را با باطل به نوعى بياميزد تا بتواند خود را نشان دهد همچنان كه كف در همان خودنمايى موقت خود نيازمند ذرات آبى است كه در درون آن نهفته است و به خاطر همين ذرات است كه مى تواند خود را نشان دهد و كف بدون ذرات از هر نوع خودنمايى ناتوان است.
اميرمؤمنان (عليه السلام)در يكى از سخنان پرمغز خود به اين حقيقت اشاره كرده و مى فرمايد:
«فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف على