مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
كند، خواه اين بيمارى بت پرستى باشد يا رباخوارى، كشتن اولاد بى گناه باشد، ياخرافه گرايى.
ولى شرايط حاكم بر مدينه غير از شرايط حاكم بر مكه بود، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در مدينه گرفتار نفاق منافقان وانسانهاى دو چهره، ويهود لجوج ومعاند بود كه پيوسته هر دو گروه به كارشكنى پرداخته وبراى رهبر وپيروان أو مشكلاتى پديد مى آوردند.
از اين جهت مَثَل هاى هدايت گرانه كه در آيات مدنى وارد شده است، بيمارى هاى مخصوص اين محيط را نشانه گرفته، وپيوسته كوشيده است تلاش هاى منافقان را بى اثر وياكارهاى رياكارانه را بيهوده جلوه دهد.
در اين مَثَل ها ديگر مسأله بت پرستى وتحقير بت ها يا نكوهش امثال اينها مطرح نيست تا مَثَل ها به معالجه اين نوع از بيمارى ها بپردازد.
همچون لانه عنكبوت
براى اين كه سخن ما خالى از شاهد وگفتار نباشد، نمونه اى از مَثَل هاى مكى ونمونه اى ديگر از مَثَل هاى مدنى را ارائه مى كنيم كه هر يك بيمارى محيط را نشانه گرفته ودر صدد علاج آن برآمده اند.
قرآن در تحقير خدايان دروغين مثلى را مى زند وآن اين است كه دل بستن به اين خدايان دروغين، بسان دل بستن عنكبوت، به لانه سست خويش مى باشد كه كوچكترين مقاومت وايستادگى در برابر حوادث ندارد چنان كه مى فرمايد:
( مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا