مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥
منزلت خاصى برخوردار است كه اگر به جاى اين مثل واقعيت آن امر با لفظ خود اداء مى شد فاقد چنين بلاغت بود. مثلا مى گفت: «تو از بيعت من تعلل ورزيده اى، آنگاه كه نامه من به تو رسيد يكى از دو طرف را برگزين».
باتوجه به آنچه كه بيان گرديد مثل هاى قرآن جزو مَثَل هاى اصطلاحى نيست بلكه همگى از مقوله تمثيل وتشبيه مى باشند كه علاوه بر مضمون لفظى هدف مقدسى را نيز تعقيب مى كنند.
در اينجا لازم است به تعريف امور چهارگانه كه اركان تمثيل هاى قرآنى تشكيل مى دهد بپردازيم:
١. تشبيه، ٢. استعاره مصرحه، ٣. استعاره مكنيه، ٤. كنايه، ٥. مجاز.
١. تشبيه
هرگاه پديده اى (مانند شير) ويژگى بارزى مانند (شجاعت) داشته باشد وبخواهيم پديده ديگرى را (رجل دلاور) در اين ويژگى با أو همسو كنيم ناچاريم دومى را همانند اوّلى قرار دهيم وبگوييم: زيد كالأسد في الشجاعة.
وبه تعبير اهل فن: بيان مشاركت دو چيز با يكديگر در نوعى از ويژگى آن هم باحروف مخصوص تشبيه است مثل اين كه بگوييم: «العلم كالنور في الهداية»، در اصطلاح اوّلى را «مشبه به» مى گويند.
اينك به عنوان نمونه مثال بزنيم:
شاعرى بوى دهن فرد مورد علاقه خود را به «مشك» و«لادن» تشبيه مى كند ومى گويد: