مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٤
اين سنت الهى پيوسته در هر زمان حاكم بوده و اتفاقاً در مورد اين دو برادر نيز تحقق پذيرفت. دعاى آن برادر مستجاب شد. ناگهان سرتاسر اين باغ را بلا احاطه كرد. باغ با داربستهايش فرو ريخت. در اين موقع آنگاه كه وارد باغ شد به عنوان تأسف دستها را به هم مى ماليد و از كردار خود اظهار ندامت مى كرد. چنانكه مى فرمايد:
(وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنْفَقَ فِيهَا وَ هِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا).
«و ميوه هاى آن نابود شد و به خاطر هزينه اى كه صرف آن كرده بود ; دستهايش را به هم مى ماليد و در حالى كه باغ بر داربستهايش فرو ريخته بود، مى گفت: اى كاش كسى را همتاى پروردگارم قرار نداده بودم».
گروه مشرك چه بسا در ظاهر به هم پيوسته به نظر مى رسند ولى آنگاه كه بلا برخى از آنها را فرا گرفت به خاطر فقدان عواطف به يارى او نمى شتابند، چنان كه مى فرمايد:
(وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللهِ وَ مَا كَانَ مُنْتَصِرًا).
بنابراين مثل كافر مثل برادر نخست و مثل مؤمن بسان مثل دوم است .
از اين مثل درسهايى مى آموزيم:
الف: ثروت و اموال زياد، در انسانهاى بى ظرفيت، غرور آفرين است، اين گونه إنسان پيوسته ثروت خود را به رخ ديگران مى كشد و از تحقير ديگران بهره مى گيرد و شعارش اين است (أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالاً وَ أَعَزُّ نَفَرًا) .
گاهى اين نوع غرور او را به افسانه اى معتقد مى سازد و آن اين كه ثروت