مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٧
بيان كن حال وجايش را، اگر دانى مرا ور نه *** مپوى اندر ره حكمت، ز تقليدى اى پسر عميا
سعدى مى گويد:
عبادت به تقليد گمراهى است *** خنك رهروى را كه اگاهى است
رجوع به متخصص حساب جداگانه دارد
در اينجا از يادآورى نكته اى ناگزيريم وآن اين كه رجوع به إنسان متخصص ارتباطى به تقليد كوركورانه ندارد زيرا در رجوع به متخصص إنسان از دليل اجمالى كه اورا بر پيروى از گفتار او دعوت مى كند پيروى مى نمايد وآن دليل اجمالى اين است كه او فرد درس خوانده وآگاه است وپاسى از عمر خود را در اين راه بكار گرفته ومن يك فرد ناآگاهم وناآگاه بايد مشكلات خود را از طريق رجوع به فرد آگاه برطرف كند.
وبه ديگر سخن: زندگى اجتماعى بر اساس تقسيم مسئوليت ها استوار است وهر انسانى مسئوليتى بر عهده گرفته كه بايد ديگران از تجارب واندوخته علمى او بهره گيرند، از اين جهت پزشك به هنگام ساختن خانه به مهندس ومعمار مراجعه كرده وآن دو به هنگام بيمارى از دانش پزشك، بهره مى گيرند.
مسأله مراجعه به فقهيان آگاه از احكام اسلام بسان مراجعه به پزشك و مهندس است زيرا آنان پاسى از عمر خود را در فراگيرى احكام الهى بكار برده ودر اين قسمت خبير ومتخصص گشته اند از اين جهت مهندس ومعمار و طبيب وپزشكيار در احكام شرعى بايد به فقيه مراجعه كنند همچنان كه فقيه نيز در رفع نيازهاى زندگى به آنها مراجعه مى نمايد.