مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٥
گامى به سوى تكامل بزنمى داشت. اين روح «محاكات» است كه هر روز صفحه جديدى در زندگى كودك به روى او مى گشايد، ولى بايد توجهنمود كه حس تقليد در نخستين فصول زندگى إنسان كاملاً مفيد و سازنده است ولى پس از سپرى گرديدن چنين مرحله، بايد نيروى فكر و انديشه جاى تقليد و محاكات را بگيرد، و از طريق تفكر وتعقل و با آگاهى كامل چيزى را بپذيرد يا رد كند، قرآن در آيات متعددى إنسان را به انديشيدن دعوت كرده و از پپروى هاى نسنجيده از پدر و مادر و يا محيط، نكوهش نموده است و در آيه اى چنين مى فرمايد:
(وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولاً)[١].
از چيزى كه به آن يقين ندارى، پيروى مكن زيرا هر يك از گوشها و چشمها و دل مسئول مى باشد».
قرآن در بازدارى مشركان از پرستش سنگ و گل و چوب و فلز آنان را به كارگيرى نيروى خرد دعوت مى كند حتى دعوت به تفكر اساس دعوت تمام پيامبران الهى را تشكيل مى دهد. از باب نمونه:
إبراهيم (عليه السلام)به مشركان عصر خود كه بستگان او بودند چنين خطاب مى كند:
(قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ * أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ)[٢] .
[١] اسراء: ٣٦.
[٢] شعراء: ٧٢ و ٧٣ .