مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨
ننمايند.
ملاك صحت واستوارى تمثيل اين است كه به مقصود عقلانى و انسانى گوينده تجسم بخشد، و امر عقلانى را در لباس حسى درآورد.
هرگاه گوينده در مقام بيان عظمت آفرينش و آفريدگار باشد، بايد از كهكشانها و منظومه شمسى و آفرينش إنسان و جهان سخن بگويد در اين گونه موارد مطرح كردن پشه و مگس و لانه عنكبوت دور از بلاغت است، هر چند آفرينش همگان حاكى از قدرت بى پايان خالق آنها است ولى چون نگرش جامعه به آنها نگرش تحقيرى است، نبايد در اينمقام از آنها سخن گفت.
ولى هرگاه هدف، بيان تحقير و بى ارزش جلوه دادن بتها و خدايان چوبين و فلزى مشركان باشد، هيچ تشبيهى بليغ تر و گوياتر از تمثيل هاى باد شده نيست ـ لذا ـ خدا مى فرمايد:
(إِنَّ اللهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا...).
«خدا از مثل زدن به پشه و حتى بالاتر از آن (از نظر پستى) شرم نمى كند زيرا اين مثلها تأمين كننده غرض متكلم است».
٤. واكنش هاى گوناگون مثل هاى قرآن
مردم در برابر اين مثل ها به دو دسته تقسيم مى شوند:
الف. گروه معتقد به نبوت پيامبر و حقانيت قرآن.
ب. گروهى كافر و غير معتقد.
گروه نخست به خاطر اعتقاد به حقانيت قرآن مى گويند اين نوع مثل ها نيز بسان سائر آيات قردن حق و پابرا است: