مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤
مثل دوم
گروه سرگردان در بيابان تاريك و وحشت زا
١. (أَوْ كَصَيِّب مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ)[١].
«يا همچون بارانى كه در شب تاريك توأم با رعد و برق و صاعقه (بر سر گرفتاران در بيابان ببارد٩ آنها از ترس مرگ، انگشت در گوش خود مى گذارند، تا صداى صاعقه را نشنوند و خداوند بر كافران احاطه دارد».
٢. (يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارِهِمْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَ لَوْ شَاءَ اللهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللهَ عَلَى كُلِّ شَىء قَدِيرٌ)[٢].
«نزديك است برق (روشنايى خيره كننده اى) چشم آنها را بربايد، لحظه اى كه برق جستن مى كند (صفحه بيابان را) روشن مى سازد، چند قدمى در پرتو روشنايى برمى دارند، آنگاه كه خاموش مى شود، توقف مى كنند اگر خدا بخواهد گوش وچشم آنها را از بين مى برد، خداوند بر هر چيزى توانا است».
[١] بقره: ١٩ .
[٢] بقره: ٢٠ .