مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦
سعدى نيز در نصايح خود از اين مثل، كمك گرفته و مى گويد:
مكن تُرك تازى بكن ترك آز *** به قدر گليمت بكن پا دراز
حتى حافظ كه بر خلاف سعدى غالباً در آسمان راه مى رود، نه در زمين، اين بار در زمين راه رفته و از اين مثل بهره گرفته و مى گويد:
زين سرزنش كه كردترا دوست حافظا *** بيش از گليم خويش مكن پاكشيده اى
تعريف مثل
تصور اجمالى هر چيزى، در گرو تعريف آن است كه إنسان را با واقعيت موضوع به طور اجمال آشنا سازد، بنابراين شايسته است كه به تعريف «مثل» سپس ويژگى هاى آن بپرادازيم.
در مقدمه كتاب «امثال و حكم» دهخدا، آمده است:... اصولاً استاد علامه (دهخد)، در مقدمه كتابهاى خود احتياط عجيب مقرون به وسواس داشت، و پاسخ نگارنده راجع به علت عدم تحرير مقدمه براى امثال و حكم اظهار داشت «در زبان فرانسوى هفده لغت پيدا كردم كه در فرهنگ هاى عربى و فارسى همه را مثل ترجمه كرده بودند، و در فرهنگ هاى بزرگ فرانسوى تعريف هايى كه براى آنها نوشته اند، مُقْنِع نيست و نمى توان با آن تعريفات، آنها را از يكديگر تميز داد... از اين رو در نوشتن مقدمه و تعريف «مثل» و «حكمت» وغيره خوددارى كردم و كتاب را بدون مقدمه منتشر ساختم .[١]
جاى شگفت است كه ايشان، براى تعريف مثل اين همه وسواس به خرج داده است، لفظ «مثل» هر چند واژه عربى است، ولى قرنها وارد زبان فارسى شده و عضو اين خانواده گرديده است و در نزد اهل زبان فرقى ميان «مَثَل» و «مَثَل» نيست ايشان با امعان در خصوصياتِ امثالى كه در كتاب خود گرد آورده، مى توانست، مثل را به صورت روشن تعريف كند.
گذشته از اين، علماى ادب، مثل را به صورت شفاف و روش تعريف كرده و
[١] امثال و حكم: ١ / ٩٨ يادداشتى از ناشر.