مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩
اصطلاحى نيست، بلكه مقصود «تشبيه» و «استعاره» است ومثل در قرآن به اين معنا طبق شمارش دانشمند محترم آقاى محمد حسين على الصغير از پنجاه وهشت آيه تجاوز نمى كند، وما متون اين آيات را در كتاب «الأمثال فى القرآن الكريم» آورده ايم، ولى متأسفانه شمارش ايشان نه جامع است و نه مانع يعنى برخى از آياتى كه جنبه تشبيهى دارند، از قلم أو افتاده وبرخى را نيز جزء امثال قرآن شمرده كه هرگز مثل به آن معنا نيست.
مثلا آيه (الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ)[١] را جزء مثل ها نياورده چون لفظ «مَثَل» يا«كاف تشبيه» در آن وارد نشده است در حالى كه محتواى آن يكى از زيباترين تمثيل هاى قرآنى است كه جايگاه انسانهاى رباخوار را بيان مى كند. از اين جهت گفتيم شمارش ايشان جامع افراد نيست.
اگر بنا شود در شمارش مثل هاى قرآن فقط آياتى را وارد بحث كنيم كه بر لفظ «مثل» مشتمل باشد، در اين صورت تعداد آيات از ١٥ آيه تجاوز نخواهد كرد.[٢]
واقعيت مثل بر اين محور ظاهرى دور نمى زند، بلكه هرگاه محتواى آيه، جنبه تشبيه وتنزيل داشته باشد، بايد آن را از امثال شمرد.
[١] بقرة/٢٧٥.
[٢] جاهاى اين آيات عبارتند از: اسراء: ٨٩; كهف: ٥٤; نحل: ٦٠; روم: ٢٧ و٥٨; زمر: ٢٧; رعد: ١٧ ; إبراهيم: ٢٥ و٤٥ ; نور: ٣٥; عنكبوت: ٤٣; حشر: ٢١; محمد: ٣; نور: ٣٤; فرقان: ٣٣.