مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣
دو عصر به هم نزديك زندگى كنند، به خوبى تشخيص مى دهند، همچنان كه سروده هاى دوران اموى را از سروده هاى دوران عباسى باز مى شناسند.
اثر ناپذيرى قرآن از محيط
قرآن سخن آدمى نيست كه از محيط تأثير بپذيرد، أو سخن خدا است كه آفريدگار انسانها و محيط و فرهنگ و آنچه در جهان امكانى نام هستى دارد، مى باشد. انتظار اين كه قرآن از فرهنگ محيط مكى و يا مدنى متأثر گردد، انديشه باطل است كه گاه و بيگاه دامنگير خاورشناسان مغرض مى گردد و برخى از افراد را فريب مى دهد.
مسأله اثر پذيرى قرآن از محيط كاملاً بى اساس است، بلكه اگر سخنى هست مربوط به جاى ديگر است، و آن اين كه هدف قرآن از مثل هاى ابداعى وابتكارى، بيان يك انديشه نامحسوس در قالب محسوس است تا آن حقيقت نامرئى در لباس يك واقعيت مرئى، براى مخاطبان جلوه كند.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در محيط مكه گرفتار شرك مشركان، و نيايش آنان در برابر سنگ و فز وچوب بود. از اين جهت وحى الهى بايد در مثلهاى هدايت گرانه خود، در صدد معالجه اين بيمارى باشد، ومثل هايى مطرح كند كه ناظر به تحقير خدايان دروغين آنها مى باشد تا از اين طريق مشركان را به زشتى پندار وكردار خود متوجه سازد.
البته اين نه به آن معناه است كه تمام مثل هاى آيات مكى بر محور نكوهش از بت پرستى دور مى زند، بلكه مقصود اين است كه مثل هاى آيات مكى به گونه اى است كه مى خواهد بيمارى هاى فراگير و حاكم بر محيط مكه را مداوا