مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨
٢. ضرب در اين موارد به معنى توصيف وبيان است، به گواه اينكه مى فرمايد:
(ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً عَبْدًا مَمْلُوكًا لاَ يَقْدِرُ عَلَى شَيءْ... )[١].
«خد مثل مى زند بنده زرخريد را كه هيچ كارى از أو برنمى آيد».[٢]
به عقيده صاحب اين قول «ضرب» به معنى «وصف» و «بين» است يعنى خدا حال بنده اى را بيان مى كند كه قادر بر انجام كارى نيست ولى اين وجه قابل اعتماد نيست به گواه اينكه اگر فعل «ضرب» را برداريم و به جاى آن فعل «وصف» يا «بين» را بگذاريم آيه انسجام خود را از دست مى دهد، مثلاً چنين بگوييم: «وصف الله مثلاً عبداً مملوكاً». مگر اينكه «مثلاً» نيز به معنى «وصفاً» باشد، و تقدير آيه چنين مى شود: «وصف الله وصفاً عبداً مملوكاً».
در حالى كه اين تفسير در آيه ياد شده روا نيست ولى در موردى مى توان اين تفسير را صحيح دانست آنجا كه قردن از مشركان نقل مى كند كه آنان پيامبر را «رجل مسحور» معرفي كردند و مى گفتند:
(إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَسْحُورًا)[٣].
شما از مرد افسون شده پيروى مى كنيد».
قرآن در نقد اين پندار ناروا چنين مى فرمايد:
(اُنْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلاَ يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلاً)[٤].
[١] نحل: ٧٥ .
[٢] تفسير طبرى: ١ / ١٧٥ .
[٣] فرقان: ٨ .
[٤] فرقان: ٩ .