مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٦
قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَني الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ)[١].
«ياد آر زمانى كه پيامبر يكى از رازهاى خود رابه بعضى از همسرانش گفت، ولى آنگاه كه وى آن را افشا كرد، خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، و پيامبر قسمتى از آن را بازگو كرد و از قسمت ديگر خوددارى نمود. وقتى كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد، همسرش گفت: چه كسى تو را از اين راز آگاه ساخت؟ فرمود: خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت».
آيه حاكى است كه پيامبر يكى از رازهاى خود را به يكى از همسرانش بازگو نمود حالا اين راز چه بود درباره آن مفسران اختلاف نظر دارند و داورى قطعى نياز به تحقيق بيشتر دارد، اجمالاً پيامبر راز خود را به يكى از آنان كه مفسران مى گويند حفصه بود بازگو كرد، راز افراد در نزد إنسان حكم امانت دارد بايد در حفظ وعدم كشف آن بكوشد ولى متأسفانه اين همسر بر خلاف اين اصل راز پيامبر به يكى ديگر از همسران او كه مفسران مى گويند عايشه است بازگو نمود.
مسلما كشف راز آن هم در ميان همسران بى پيامد نخواهد بود، خدا پيامبر را از كردار همسر نخست آگاه ساخت.
قرآن به كشف راز پيامبر به وسيله همسرش با اين جمله اشاره مى كند: (وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبي إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا)آنگاه كه پيامبر رازى رابه برخى از همسران خود گفت، همچنان كه به قسمت دوم كه افشا كردن راز پيامبر است با اين جمله اشاره مى كند (فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ)، همچنان قسمت سوم را كه آگاه شدن پيامبر از كشف راز خود است، با اين جمله بيان مى كند: (وَ أَظْهَرَهُ اللهُ
[١] تحريم: ٣.