مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٤
مقصود از اولى كافران در طول تاريخاست كه قبل از پيامبر گرامى آمدند و با قهر الهى نابود شدند، و قوه و قدرت آنان ف زونتر از قدرت قريش بود، مقصود از دومى قريش است كه مانند گروه پيشين به تكذيب پيامبر برخاسته و سد راه تبليغ ايشان بودند.
وجه شبه اين كه جهالت در هر دو گروه مانع از پذيرش بوده و هر دو گروه به سخريه پيامبران برخاسته، چه بسا ممكن است همان سنت هاى خدا درباره امت هاى پيشين دامنگير مشركان عصر رسالت باشد، اينك به تفسير آيات مى پردازيم:
(وَ كَمْ أَرْسَلْنَا مِنْ نَبي فِي الأَوَّلِينَ) چقدر پيامبران را در امت هاى پشين برانگيختيم تا چراغ هدايت بوده و آنان از هدايت انبيا بهره گيرند.
٢. (وَ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبي إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ) شيوه امت هاى پيشين اين بود هر موقع پامبرى به سوى آنان مى آمد، او را ريشخند كرده و به استهزاى او برخاستند.
٣. (فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَ مَضَى مَثَلُ الأَوَّلِينَ) .
قريش كافر بداند ك سختر و قويتر از آنان را نابود كرديم و در قرآن سرگذشت آنان به عنوان مثل بيان شده است .
بنابراين قريش كافر از نزول عذاب در امان نباشد زيرا حكم الهى درباره همگان يكسان است .
آيه اى كه تمثيل نيست
در برخياز كتابهاى پيرامون امثال قرآن نوشته آيه ياد شده در زير را جزو