مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٦
بازگشت به زندگى پس از مرگ
اعتقاد به معاد، و بازگشت إنسان به حيات مجدد، از اصول استوار همه شرايع آسمانى است. و هر نوع دعوت جدا از اين اعتقاد، مسلكى بيش نخواهد بود و نام دين بر آن نمى توان نهاد.
چيزى كه به بسيارى ازباورها و رفتارها روح و روان مى بخشد، و آميزه دين مى دهد اعتقاد به روز جزاست كه تأمين كننده هدف از زندگى دنيوى است.
عرب مشرك از اعتقاد به معاد بسيار خائف و ترسانك بود، به عللى نمى خواست اين باور را بپذيرد و يكى از آن علل اين بود كه اعتقاد به معاد ورز جزا و حساب عملكرد خودكامگان را محدود مى سازد و از آزادى در عمل مى كاهد، در حالى كه زندگانى سران شرك بر شالوده آزادى به معنى شكستن هر نوع قيد و بند استوار بود.
پايه انكار آنان ناسازگارى اعتقاد به معاد با خواسته هاى نفسانى آنان بود، هر چند آنان به اين انگيزه تصريح نمى كردند ولى اگر در اختيار فرد روان كاوى قرار مى گرفتند او مى توانست پايه انكار آنان را به نحوى كه بيان كرديم روشن سازد.
آنان براى سرپوش نهادن بر اين انگيزه حيوانى گاهى قيافه «حق طلبى» به خود مى گرفتند و به توصيف معاد پرداخته و آن را محال قلمداد مى كردند و با خود مى گفتند:
(من يحى العظام وهى رميم).
«چه كسى مى تواند اين استخوانهاى پوسيده را از هم جدا و بار ديگر زنده كند».