مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠
٢. تمثيل قصصى
مقصود از تمثيل قصصى داستان هايى است كه بيانگر سرگذشت اقوام پيشين است به منظور اين كه آيندگان از آن عبرت بگيرند وقصه هاى قرآن از آدم تا خاتم همگى از اين مقوله بوده، ودر حقيقت نوعى تشبيه مخفى در بر دارند وآن تشبيه آيندگان به گذشتگان است، قرآن مى فرمايد:
(ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوح وَ امْرَأَةَ لُوط كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحِينِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللهِ شَيْئًا وَ قِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ). [١]
«خداوند براى كسانى كه كفر ورزيده اند زن نوح وزن لوط را مثل آورده كه هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته مابودند وبه آنها خيانت كردند وكارى از دست شوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود، وگفته شد با داخل شوندگان، داخل آتش شويد».
٣. تمثيل طبيعى
مقصود از تمثيل طبيعى تشبيه غير محسوس به محسوس است مشروط بر اين كه مشبه به از امور آفرينشى باشد، چنانكه مى فرمايد:
(إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا
[١] تحريم/١٠.