مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٨
حالى كه در لغت عرب «غيم» اعم از آن است و كلمه «سحاب» را به كار برده، تا نشانه تاريكى بيشتر باشد.
تفسير آيه
در مثل گذشته، اعمال كافران را به سراب تشبيه شد، ولى در اين آيه، اعمال آنان را به تاريكيهايى تشبيه شده كه روى هم انباشته شوند. تفاوت اين دو تشبيه چيست ؟
در تشبيه نخست مشبه اعمال نيك آنهاست كه به ظاهر مانند سراب آراسته ولى فاقد باطن است ولى در اين آيه، اعمال بد و زشت آنان را به تاريكيهاى روى هم انباشته تشبيه كرده است كه نور در آن نفوذ نمى كند .
فرض كنيد دريايى است عميق كه نور خورشيد به اعماق آن، نفوذى ندارد، و اگر هم نفوذ كند، به بخشى از عمق در يا مى رسد ولى در اعماق. بيشتر نور نمى تواند نفوذ كند.
اين دريا كاملاً مواج و پر تلاطم است. موج سوار موج مى شود و بالاى امواج، ابر تيره است. مسلماً فردى كه در اعماق چنين دريايى قرار گيرد، در تاريكى مطلق فرو مى رود كه اصلاً نورى در آنجا وجود ندارد، واگر دست خود را هم بيرون بياورد، قابل مشاهده نمى باشد، اين مشبه به.
اكنون به مشبه برسيم. مشبه آن كافر دور از معنويت و معارف است كه نور معرفت به قلب او هيچگونه نفوذى ننموده و بسان در يا سه نوع ظلمت وجود او را احاطه كرده است. اگر آن كس را كه در اعاق در يا قرار گرفته سه ظلمت به نامهاى تاريكى دريا، تاريكى موجها، تاريكى ابرها فرا گرفته كافر را نيز اين