مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦١
١. چگونه معاد را منكر مى شوى و مى گويى: گمان نمى كنم قيامتى برپا شود، در حالى كه خدا تو را از خاك آفريد، سپس خاك را به صورت نطفه درآورد، آنگاه از آن، تو را به صورت يك إنسان كامل پرداخت. آن كس كه بر آغاز آفرينش توانا است بر بازگرداندن آن نيز توانا خواهد بود (أَكَفَرْتَ بِالذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَاب ثُمَّ مِنْ نُطْفَة ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً).
٢. آن خداى بزرگ پروردگار من است. من هرگز به او شرك نمىورزم (لَكِنَّا هُوَ اللهُ رَبِّي وَ لاَ أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا).
٣. تو به هنگام ورود به باغت با حال تبختر گفتى «فكر نمى كنم اين باغ نابود شود»، پس چرا نگفتى: آنچه خدا بخواهد، همان خواهد شد، زيرا نيرويى جز از آن خدا نيست (وَ لَوْلاَ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاءَ اللهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ ).
٤. اگر مرا به اين حال مى بينى كه از نظر ثروت و فرزند از تو كمترم، مهم نيست. اميد است خداى من باغى بهتر از باغ تو در اختيار من بگذارد و مجازات حساب شده اى بر باغ تو بفرستد. آنگاه باغت به سنگ صاف و لغزنده اى تبديل شود، يا نهرى كه در ميان آن روان است، در دل خاك فرو رود و ديگر نتوانى آن را به دست آورى (... إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مَالاً وَ وَلَدًا * فَعَسَى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِنْ جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا * أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا).
تحليل دو تفكر مادى و الهى
تا اينجاا محاوره اين دو برادر پايان پذيرفت و طرز تفكر هر دو آشكار