مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٨
كرد، او را مجبور كرد كه فرضيه خود را پس بگيرد، و جنگ دوم جهانى روشن ساخت كه اروپاى ماشينى فاقد حيات إنسان اجتماعى است، و به صورت درنده نقابدار زندگى مى كند.
اگر ايمان به فلزات تشبيه شده است، آن نيز براى اين است كه برخى از آنها مايه حيات إنسان است و قرآن درباره يكى از آنها چنين مى فرمايد:
(وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ )[١] .
«آهن را آفريديم در آن قدرت عظيم و سودهايى براى مردم است».
اگر اين فلز از بين برود زندگى إنسان دچار اختلال مى گردد.
٢. كفهاى روى سيل يا فلزات ذوب شده بسان حجابى است كه تا مدتى چهره آب و فلز را مى گيرد ولى طولى نمى كشد كه تمام كفها نابود شده و سيماى شفاف آب، چشم ها را خره مى سازد همچنين چهره حقيقت گاهى به وسيله نقاب باطل پوشيده مى شود، اما سرانجام نقاب باطل بر كنار مى رود، سيماى حق با درخشندگى خاصى خودنمايى مى كند.
گاهى افكار شيطانى و آراء باطل، تا مدتى آفتاب حق را بسان ابرهاى تيره بهار مى پوشاند ولى اين «پرده پوشى» هميشگى نيست و قرآن اين حقيقت را به زبان ديگر نيز بيان كرده است آنجا كه مى فرمايد:
(وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا)[٢] .
«بگو حق آمد و باطل نابود گرديد و باطل از ميان رفتنى است».
و در جاى ديگر مى فرمايد:
[١] حديد: ٢٥.
[٢] الاسراء: ٨١ .