مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٢
درون چاه، آب برگيرد و مشبه به بت پرستانى هستند كه از بتها حاجت مى طلبند.
وجه شبه در هر دو، ناكامى هر دو طرف است.
زمخشرى در كشاف، تمثيل را به گونه اى ديگر بيان مى كند، او مى گويد: مشبه انسانى است كه در كنار چاه نشسته و از آب مى طلبد كه به دهان او برسد. و مشبه به بت پرستى است كه از بت فاقد شعور حاجت مى طلبد.[١]
و در هرحال، نتيجه يكى است و آن اين كه درخواست ازبتان و معبودان دروغين بسان نشستن بر كنار چاه است كه با دراز كردن دست مى خواهد آب بياشامد (تفسير نخست). يا بسان درخواست از آب چاه است كه خود را به دهان إنسان تشنه برساند (تفسير دوم).
قرآن در ذيل آيه، دعوت كافران را كه با پرستش بتها انجام مى گرفت، ضلالت مى خواند و مى گويد: (وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَل)وخواندن كافران جز ضلالت نيست. زيرا ضلالت اين است كه إنسان از راه بيرون رود و راهى را طى كند كه هرگز به مقصد نمى رسد، و درخواست بت پرستان از بتها به جاى درخواست حاجت از خدا، نوعى ضلالت و انحراف از راه مستقيم است. هدف از دعا و خواندن، ايجاد توجه در طرفي است كه به درخواست إنسان پاسخ بگويد، خدايان دروغين، يا فاقد توجهند (اگر سنگ و گل باشند) و يا ناتوان از استجابتند (اگر موجود عاقلى مانند جن وملك را باشند) وچه ضلالتى روشنتر از اين !
[١] كشاف: ٢ / ١٦٢.