مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٨
آيه نخست، سه واقعيت مرتبط به هم را يادآور شده كه هر يك، بعدى را به دنبال مى آورد:
١. ايمان، ٢. عمل صالح، ٣. تسليم در برابر حق.
ايمان به يك حقيقت، ايجاب مى كند كه إنسان بر طبق آن حركت كند. فردى كه مى داند در سيم لختى، نيروى برق جريان دارد، ودست زدن همان ومرگ هم هم همان، مسلماً از تماس با آن خوددارى مى كند، وسرانجام در برابر اين حقيقت، خضوع مى كند وهرگز به اين فكر نمى افتد كه در برابر آن سرسختى نشان دهد.
گروه مؤمن، كه به خداى دانا وتوانا ايمان دارند ومى دانند كه وى براى بررسى اعمال آنان روز معاد را فراهم كرده ومحاسبهاى دقيق، كار آنان را رسيدگى مى كنند، گرد عمل زشت نمى گردند وپيوسته مبدأ عمل صالح مى شوند زيرا در آن جهان ميوه آن را مى چينند وسرانجام در مقابل خدا وآموزگاران ودستورات وى سر تسليم فرود مى آورند.
اين گروه چشم باز وگوش شنوايى دارند، امير مؤمنان، در ستايش پرهيزكاران چنين مى فرمايد:
«غُضّوا أبصارهم عمّا حرّم الله عليهم ووقفوا أسماعهم على العلم النافع لهم،... فهم والجنّة كمن قد رأها فهم فيها منعّمون، وهم والنار كمن قد رأها فهم فيها معذّبون». [١]
«پرهيزكاران، ديدگان خود را از هر حرامى پوشيده وگوشهاى خود را بر دانشهاى سودمند باز مى كنند.... تو گويى آنان بهشت را مى بينند كه در
[١] نهج البلاغه، خطبه همام، شماره ١٩٣.-