مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
تفسير آيات
در شهر «يثرب» پيش از هجرت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)به آن شهرن مردى به نام «ابوعامر» اطلاعات جامع و وسيعى درباره كتب عهدين داشت و پيش از بعثت پيامبر، ظهور او را نويد مى داد، و علائم و نشانه هاى او را در اين دو كتاب براى مردم بازگو مى كرد. آنگاه كه رسول گرامى، گام به اين شهر نهاد، «ابو عامر» نيز به او ايمان آورد، ولى آن عظمت و نفوذ كلمه اى را كه به عنوان پيشواى روحانى داشت، از دست داد و به صورت يك فرد عادى درآمد. در اين هنگام، انگيزه حسد، سبب شد كه او با منافقان قبيله هاى «اوس» و «خزرج» همكارى صميمانه را آغاز كند، و شالوده حزب نفاق را در مدينه بريزد. از اين جهت، ازمدينه به مكه گيخت و براى براندازى حكومت نوبنياد اسلام، سفرى به شام كرد، و تمايلات بزرگ روميان را براى نبرد با مسلمانان جلب نمود.
او در نامه اى به منافقان مدينه، نوشت كه مركزى را به عنوان آموزش تعليمات و تصميمات خرابكارانه بسازند، و براى پوشش و اغفال مسلمانان، نام آن محل را «مسجد» بگذارند. از اين جهت، دوازده نفر از سران حزب نفاق كه از ساكنان دهكده قبا [١] بودند، مسجدى را در آن محل بنا كردند، در حالى كه در دهكده قبا، مسجد با سابقه اى بود كه محل تجمع مسلمانان به شمار مى رفت. آنان باى كسب مجوز، حضور پيامبر رسيدند و گفتند: پيران و بيماران در شبهاى تار و بارانى موفق نمى شوند مسافت ميان خانه و مسجد قبا را طى كنند. از اين جهت، ناچاريم براى چنين ايام فوق العاده، مسجدى در
[١] دهكده اى بود در ١٢ كيلومترى مدينه ولى اكنون به آن وصل شده است.